اگه بی هوا کسی وارد زندگیت شد؛ بدون کارخدا بوده!
اگه بی محابا دلها قبل از دستها به هم گره خورد؛ بدون کار خدا بوده!
اگه گریه هات تو خنده ی غفلت دیگران شنیده نشد تا خرد نشی؛ بدون تنها محرمت خدا بوده!
حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهایی خفت کرده؛ شک نکن تنها مرهمت خداست؛ که از سر تواضع یه بهونه واسه نوازشت گیر آورده!
آخه می دونی؟ خدا خیلی تنهاست...
کار سختی دارم
ولی ای دوست بدان
نگذارم هرگز یک قدم را به عقب
فاصله گر چه زیاد است ولی
گرمی عشق تو در قلب من است.
که در تاریکی صحرا،
زمانیکه هراس مرگ
می دزدد سکوتم را،
یکی مثل نسیم دشت می گوید:
کنارت هستم ای تنها!
و دل آرام می گیرد.
مثل خورشید و ماه؛
تن تو خاک بهشت،
تن من پر از گناه.
عشق اگر در سایه ی عنایت نباشد، شعله ای است که خود را خاکستر خواهد کرد.
سرمایه ی هر دلی حرفهایی است که برای نگفتن دارد.
آنچه که خدا به تو اختصاص می دهد از دست نخواهی داد، حتی اگر بر بال نسیم باشد و بدان خدا همیشه بهترین را برایت می خواهد.
بر شانه ام می زنی که تنهاییم را بتکانی، به چه دل خوش کرده ای؛ تکاندن برف از شانه ی آدم برفی!
خیلی سخته که نتونی به اون چیزی که می خوای برسی.
خیلی سخته که بدونی اونقدر بزرگ شدی که بتونی به دلت هم دروغ بگی.
خیلی سخنه که از عشق برات فقط خاطره به جا بمونه.
